یه جایی
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:20
همیشه یه جایی هست که بهش میرسی؛ حتی بارها بهش میرسی آدمها رو نمیشناسی، سعی میکنی باهاشون کنار بیایی درکشون کنی ولی همیشه یه چیز جدید برای نشون دادن از خودشون دارن، اینکه همیشه با یه نگاه تحقیرآمیز بخوان نگاهت کنن که بگن خیلی شاخن ولی در منتها علیه تباهی و دگاماتیسم عقلانی و رفتاری و همه چیز قرار دار...
خواب های به هیچ رفته در افکار هیچ
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:20
خواب ها همیشه می آیند خواه یادت بیاید خواه نخواهد، هیچ کس نیست خواب نبیدند، دروغ میگوید نمیبیند، خواب نباش باید در و دکان مغز را دور روزه تخته کرد و رفت تا فشار زیاد نسوزد زیر بار این همه افکار و خاطرات بهم ریخته و جور واجور. درونم سیاه چاله ای رشد میکنده که همه چیز را در خورد فرو میبرد، احساس، نشاط...
زمین درون سرم می لرزد
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:20
شب بی خبر از همه جا میرسی خانه و میشنوی زلزله آمدی، چیزی که تو حتی زمان در خیابان بودنت هم نفهمیدی و نمیداستی، دلت سیر و سرکه میشود و می افتد به جوشیدن که چه شده، خبرها هر لحظه فاجعه بارتر میشود و دردناک تر، سراغ هر کدام دوستانت را میگیری پیدایشان نمی کنی و هرلحظه نفست میگیرد و هیچ نمیتوانی بکنی. بع...
زمین ترک بردارد
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:20
هنوز زمین دارد میلرزد و این لرزیدن و خراب شدن بر سر مردمش نمیخواهد تمام شود و مردم بتوانند نفسی تازه کنند و هر روز داغی جدید بر پیشانی این قوم مفلوک و نابود شده از همه چیز و گردن کلفتانی که هر روز گردنشان کلفت تر هم میشود و هیچ چیز به هیچ جایشان نیست. زمین باید ترک باید و باید تماما نابود شود و همه ...
تباهی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:02
هر روز، هر چند روز همیشه منتظر و نشسته جلوی مانیتور و در انتظاردر انتظار آدم های قدیمی برای شنیدن خبری حجم فراوانی از دلتنگی برای آدمهای بی حضور و گمشده حجم فراوانی دلتنگی برای آدمهای حضور و گمشده دلتنگی برای همان آدمهایی که زمانی میشناختیم و حال دیگر نیستند آنهایی که آنطور بوده اند
شکست میخوریم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:02
خیلی اوقات از خیلی چیزا شکست میخوریم از زندگیاز هدف از آدمها از عشق از جاده از موسیقی از خودت از خودت از... شکست میخوریم و پا میشیم و دوباره میتازیم تا شکست بعدی زندگی همینه فاصله ی یک شکست تا شکست بعدی
مفهوم خیانت
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:02
مفهوم خیانت خیلی پیچیده میتونه باشه. وقتی به یکی میگی از خیانت میترسی و نفرت داری وقتی شروع کنه به جواب های عجیب دادن میفهمی خیانت از نظر هر کسی یه معنی میده و این یعنی معنی اس خیلی پیچیده است.گاهی حرف زدن با غریبه ها هم خیانته و گاهی نه.غم دیگران رو خوردن هم همین حالت رو داره.
چه مرگتونه؟
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:02
واقعا این آدمها چه مرگشونه؟چه مرگتونه؟چرا همیشه میخواید آدم رو زجر بدید و اعصاب رو بهم بریزید؟چرا به زندگی دیگرون لطمه میزنید؟یکی رو از نون خوردن میندازید؟با روان یک نفر بازی میکنید؟ وقتی بیسوادید و شعور نداریدف وقتی از یکی مشاوره میگیرید، لطفا خفه شید بزارید طرف کارشو بکنه نه اینکه مته روح و روان ش...
خوره
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:02
همیشه یه چیزایی مثل خوره میوفته به جونت تا انتهای روحت رو نقو میزنه و میره جلو و همه چیز رو بهم میریزه و نابود میکنه. با یه روح و ذهن مریض و زخمی باید به این زندگی همیشگی ادامه بدی. خبرهای خوب همیشه کمه. حتی خبر خوب هم میشنوی میتونی به شدت ناراحت بشی. یکی از دوستات عقد میکنه، یکی یه مسیر دیگه، یکی م...
درد
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:30
دندون درد درد جراحی لثه و کشیدن یه دندون سر درد درد گذشته های دور درد....
دارد این حوالی چیزی میمیرد
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
دارد این حوالی چیزی میمیردچیزی شبیه به یک زندگی زندگی تکراری یعنی مرگ یعنی سکوت و به گند کشیده شدن یعنی بوی تعفن مرگ آور و رنج آور که حتی یک سیگار یا یک کتاب جدید تو را و حال و هوایت را عوض نکند یعنی هر روز صبح از بسترت با هزار مصیبت برخیزی و بگویی امروزم روزی است تکراری چون دیگر از گفتن امروز روز م...
یا مجیر
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
خیلی وقته ننوشتم ولی خب مگه کسی دیگه میاد این طرفا؟توی این عصر تکنولوژی مذخرف و متعفنی که توی جامعه بوجود اومده کسی میاد بشینه وبلاگ بخونه؟ برام مهم نیست من همیشه اینجاها ول میچرخیدم بیشتر از 10 سال از عمرم رو توی این محیط گذروندم به آدمای زیادی بخوردم و دلبسته ی خیلی ها شدیم دلم برای اون زمانا تنگه...
جنون بیخوابی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
زمانی برای کمی بیخوابی و بیدار ماندن دلم لک میزد، اما شبها جنازه وار همیشه میخوابیدم، اکنون شبها که برسند خواب از من دور میشود و مغز شروع میکند رویا بافی، می افتد به جان خاطراتم و هرکه راه که بخواهد میکشد بیرون و مینشاند جلویمان و با او حرف میزند، مغزم دارد پیر میشود، جسمم دارد کامل از بین میرود سر ...
چیزهای آزار دهنده
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
توحش و خباثت و دگماتیسم و بلاهت این قوم دیگه داره از حدش میگذره و خیلی وقته از سرحد هر مرزی عبور کرده و به سقوط با سرعت ترمز بریده ای رسیده که چیزی جلوش رو نمیگیره، میخواد از ساده ترین و معمولی ترین باشه تا بالاترین، میخواد مئول گیت بی آرتی باشه که میخواد همش هیپس مبارکشو به مردم نشون بده و از اون ط
تاج حماقت
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
یکی از بزرگترین مشکلات از وقتی شروع شد که دیگه تاکسی سوار نشدم، روی صندلی اتوبوسی نشستم و هر روز مجبور شدم روزی 2 تا ایستگاه رو فقط با بی آرتی طی کنم. اون زمان بیشتر غرق در جمعیت بودم. تحلیلای سیاسیمون نم کشیده، نخ نما شده و مسخره ولی خب قربونش برم این شرایط بدون سوژه نمیزارتت، همیشه یه چیزی هست بتو
مشکل اساسی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
یه شمکل اساسی توی زندگی انسانها کسانی هستن که دور و هبرمون هستن خیلی اوقات میزارن میرن یهو میان کلا زندگی برای خیلی ها شده اتوبان، وقتی زندگی اتوبانه به قوانینشم احترام بزار همه چیز تحت کنترل تو یا من نیست یه شرایطی هست که داره زندگی رو کنترل میکنه.
حتی تو هم؟
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
میخوای بنویسی! میای میگی برای کی باید بنویسم؟ من که خوننده ای ندارم. مگه مهمه خوننده باشه یا نباشه؟ این نوشتن فقط و فقط برای خودته و بس، کی چیکار داره کسی میخونه یا نه؟ ولی نمیتونی بنویسی یعنی خودتم نمیدونی از چی بنویسی؟ بنویسی که چی بشه؟خالی بشی؟ یه موضع شاید بتونی بنویسی اما الان نه، زمانی که یابگ...
دوباره
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:39
شش ماه روزه ی سکوت گرفته ام برای هیچ گویی، دیگر کلمات هم سراغ مارا نمیگیرد، ولی غم باد دارد من را میکشد و بختک مانند نشسته روی سینه ام و دارد گلویم را میفشارد. همه ی آدمها و یادها را پشت سر گذاشته ام و تنها در این شهر میچرخم. شبها هم جغد مانند بیدار و روز خوابگردی میکنیم. همه چیر در این گذران ره سپا...